معرفی و مشخصات واحد
واحد ارتقاء سلامت بیمارستان دکتر بسکی در آبان ماه 1398 در سه حیطه بیماران، کارکنان و جامعه فعالیت خود را آغاز کرده است.
مسئول واحد : آزاده میرعرب
مکان : ساختمان اصلی، انتهای سالن، جنب واحد پذیرش
ساعات کاری : روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه از ساعت 8 تا 14
سیاستهای بیمارستان عضو HPH
بیمارستان دکتربسکی بر آن است در راستای بالا بردن دانش مردم در زمینه سلامتی در 3 حیطه کارکنان، بیماران و جامعه راهکارهایی جهت تغییر نگرش درمان-محور به نگرش سلامت-محور پیاده سازی و جهت نهادینه کردن مفهوم پیشگیری و ارتقاء سلامت تلاش کند.
خط مشیهای بیمارستان عضو HPH
خط مشی های بیمارستان دکتربسکی در راستای پیاده سازی رسالت خود در زمینه ارتقاء سلامت :
- اطلاع رسانی در مورد عوامل تهدیدکننده سلامت کارکنان
- تاثیر پایدار بر رفتار بیماران و وابستگانشان
- ایجاد محیطی مناسب در جهت ارتقای سلامت جامعه
تعریف ارتقاء سلامت
در اولين كنفرانس بين المللی اوتاوا – 1986 ارتقای سلامت به مفهوم توانمند سازی مردم در شناخت عوامل تاثيرگذار بر سلامت فردی – اجتماعی و تصميم گيری صحيح در انتخاب رفتارهای بهداشتی و درنتيجه رعايت شيوه زندگي سالم تعريف شده است. بطور خلاصه ارتقای سلامت عبارت از روند توانمندسازی افراد برای افزايش كنترل و بهبود سلامتی شان میباشد. برقراری عدالت، محيط مناسب، اكوسيستم پايدار، صلح، دسترسی به خدمات، تضمين درآمد، تغذيه، آموزش به عنوان شرايط اوليه و زير بنايی ارتقای سلامت معرفي شدند. با توجه به تعريف ارتقای سلامت نتيجه گيری مي شود كه :
– ارتقای سلامت فراتر از آموزش سلامت و پيشگيری از بيماری ها میباشد.
– ارتقای سلامت بر تجزيه و تحليل و توسعه ظرفيت سلامتی افراد تاكيد دارد.
ديدگاه كلی نگر ارتقای سلامت، در نظر گرفتن سلامت روانی و اجتماعی در كنار سلامت فيزيكی میباشد.
رويكردهای ارتقای سلامت شامل :
1- رويكرد پزشكی ( كنترل عوامل خطر فيزيولوژيك )
2- رويكرد رفتاری ( تصحيح عوامل شيوه زندگی )
3- رويكرد اجتماعی – محيطی ( در جهت وضعيت هاي عمومی )
در حقيقت حركت از رويكرد افراد سالم به سمت جوامع سالم و در نهايت حركت به سوی محيط و اجتماعات سالم میباشد. ارتقای سلامت، ارتقای سلامت مبتنی بر شواهد میباشد. سلامت توسط افراد در محيط زندگی روزمره آن ها خلق میگردد. جايی كه آنها در حال يادگيری ؛ اشتغال، و تفريح و … هستند. رويكرد محيطی در رابطه با ارتقای سلامت مرتبط با محيط زندگی میباشد. بدين وسيله سلامت افراد درمكان هايی كه بيشتر اوقات را در آن به سر میبرند تقويت میگردد. يعنی اينكه رويكرد محيطی ارتقای سلامت دارای تجربه اجتماعی و توسعه سازمانی میباشد.
10 اصل خود مراقبتی
گاهی بیماران نمیخواهند چیزی از بیماریشان بدانند و مسئولیت بیماریشان را نپذیرند. تحقیقات متعدد نشان داده است که سرعت بهبود و آرامش روانی در بیمارانی که بار ناخوشیشان را به دوش میکشند، بیشتر است. خیال نکنیم آنکه از بیماریاش میگریزد، آرامتر است.
تصویری که از جهان داریم و نگاهی که جهان به ما میکند، هر دو بر مبنای تلقی ما از خودمان شکل میگیرد. کسی که بر خود اهانت روا میدارد، به دیگران احترام نمیگذارد و دیگران نیز احترامش نمیکنند و تحویلش نمیگیرند. ریشه اعتبار ما، ربط و نسبتی است که با خود برقرار میکنیم و شأنی است که برای خودمان قائلیم. بنیان نظری خودمراقبتی همین است. چند ملاحظه جدی در این خصوص قابل تأمل است:
۱- با این فرض که «من مالک خودم هستم»، آدمی نمیتواند جسم و جانش را تاراج کند و دست تطاول بر آن بگشاید. دایره مالکیت ما به واسطه تعهدات، دلبستگیها و روابط انسانی و اجتماعیمان، محدودتر از آن است که در آغاز میپنداریم.
۲- با این فرض که «از من گذشته است»، انسان مجاز نیست افسار روزگارش را رها کند و جسمی فرسوده و ظاهری فرتوت به بار آورد. نشاط، شادابی و شور زندگی هیچگاه از آدمی رخت برنمیبندد، هرچند شکل بروز و نمود آن در دورههای مختلف زندگی تغییر میکند.
۳- با این فرض که «من خودم را وقف فرزندانم میکنم»، حق نداریم به خودمان بیتوجهی کنیم. مادری که فرزندش را به کلاس شنا میفرستد و برایش غذایی مناسب درست میکند، قرار نیست از ترس اینکه به خوشگذرانی متهم شود، به استخر نرود یا غذای مورد علاقهاش را درست نکند یا سفارش ندهد. بعضی والدین، خود را از دسترفته میپندارند و به همین دلیل برای فرزندانشان آینه میگیرند، اما خود به خشت خامی بسنده میکنند.
۴- از ترس اینکه «مبادا مشکلی آشکار شود»، نباید از آزمایش و ارزیابی جسمی بگریزیم. این ضربالمثل دقیقی نیست که میگوید: «آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب»؛ چرا که اگر یک وجب با سطح آب فاصله داشته باشیم، هنوز مجال دستوپا زدن و نجات هست، اما وقتی صد وجب زیر آب باشیم، دیگر غرق شدهایم. فرق ما با مردم ژاپن این نیست که مثلاً آنها کمتر سرطان میگیرند. اتفاقاً شیوع برخی سرطانها در آنها بیشتر است، اما خودمراقبتی باعث میشود سرطان در همان مراحل اولیه کشف و مهار شود. همان سرطانها در جامعه ما، در بسیاری از موارد، دیرتر تشخیص داده میشوند.
۵- خودمراقبتی به این معنا نیست که مدام خود را به تیغ وسواس بکشیم. کشتی گرفتن با بیماریهای خیالی، خیلی وقتها واقعاً ما را زمینگیر میکند و به خاک بیماری مینشاند.
۶- خودمراقبتی مهارتی تدریجی است. از همان کودکی باید یاد بگیریم گلیم سلامت را از آب بیماری بیرون بکشیم و هر ناخوشی جزئی، عاجزمان نکند. کسی که در کودکی و نوجوانی یاد میگیرد در مهار بیماریاش مشارکت کند، در سنین بالاتر مستأصل و وابسته نمیشود و میداند چگونه ناخوشیاش را به ساحل سلامت برساند.
۷- گاهی بیماران نمیخواهند چیزی از بیماریشان بدانند و مسئولیت بیماریشان را نپذیرند. تحقیقات متعدد نشان داده است که سرعت بهبود و آرامش روانی در بیمارانی که بار ناخوشیشان را به دوش میکشند، بیشتر است. خیال نکنیم آنکه از بیماریاش میگریزد، آرامتر است.
۸- گاهی میخواهیم به عزیزانمان محبت کنیم و به همین دلیل در هنگام بیماری، سادهترین امور مانند نظافت شخصیشان را نیز به عهده میگیریم. حواسمان باشد از دیگران موجوداتی وابسته و بیدستوپا نسازیم.
۹- کسانی که یاد گرفتهاند از خودشان مراقبت کنند، کمتر در معرض اختلالات روانی و مشکلات روانشناختی مرتبط با کهولت سن قرار میگیرند.
۱۰- از زمانی که به دنیا میآییم تا هنگامی که از این جهان میرویم، وظایف متعددی داریم. مسئولیت سلامت خود، یکی از این وظایف است. درنگ کنیم؛ پرونده سلامتمان همیشه همراهمان باشد.
دکتر حمیدرضا نمازی